close
تبلیغات در اینترنت
چرا برخی ایمان به حضرت مهدی «عج» را ردّ می کنند؟

شمیم یار

چرا برخی ایمان به حضرت مهدی «عج» را ردّ می کنند؟
امروز دوشنبه 02 مهر 1397
تبليغات تبليغات

سایتهای ما


شمیم یار

مرکزدانلود شمیم یار

چرا برخی ایمان به حضرت مهدی «عج» را ردّ می کنند؟

شما شیعه ها می گویید که حضرت مهدی(عج) در سال 255 هجری تولّد یافت و این بدین معنی است که تاکنون بیش از هزار و صد سال زندگی نموده است و این از نظر عقل به دور است ، چرا که چگونه ممکن است شخصی به مدّت طولانی زیست کند؟

اما گروه دیگری که ایمان به حضرت مهدی(عج) را نمی پذیرند، این است که منافع آنان به ایشان اجازه نمی دهد تا ایمان بیاورندو عادتاً آن ها به مجموعه ی شبهه ها معتقد و پایبند هستند و می کوشند با این پای بندی، نفی حقایق روشن را توجیه نمایند. گروه سوّم چندان تفاوتی با گروه دوّم در پای بندی به شبهات در توجیه انکار حقایق ندارند، لکن با آنان از این نظر متفاوت هستند که برای حفظ منافع خود ، کار نمی کنند ، بلکه انگیزه ی انکار حقایق تقلید کورکورانه از پدران خود و حفظ آبروی تخیّلی آنان می باشد. می توان اذعان نمود که بیشتر کسانی که ایمان به آن حضرت را نمی پذیرند، از گروه آخر هستند . آنان در منزلی چشم به جهان می گشایند که میراث صاحبان آن منزل، عدم پذیرش و ایمان به حضرت مهدی(عج) می باشد . پس انگیزه و محرّک چنین افرادی، تحقیقاً همان تقلیداست. بی گمان مَثَل این مردم مَثَل مشرکینی است که کفر خود را چنین توجیه می کردند : « اِنّا وَجَدنا آبائَنا عَلی آُمَّةٍ وَ اِنّا عَلی آثارِهِم مُقتَدُون».(3) « ما پدران خود را بر آیین و عقایدی یافتیم و از آنها پیروی خواهیم کرد». بنابراینایمان به آن حضرت به سه چیز نیاز دارد :

1- آزادی از تعصّب و لجاحت ضدّ حقّ.

2- آزادی و رهایی از عصبیّت برای منافع شخصی.

3- آزادی اندیشه و اعتقاد از تعصّب و تقلید کورکورانه از پدران خویش.

امام زمان

پرسشی که خود را در این جا مطرح می سازد عبارت است از این که شبهاتی که این گروه برای نفی اعتقاد به آن حضرت بدان مسلّح هستند چیست؟

مجموعه ای از شبهات که وجود دارد به شرح زیرند:

الف: می گویند: شما شیعه ها می گویید که حضرت مهدی(عج) در سال 255 هجری تولّد یافت و این بدین معنی است که تاکنون بیش از هزار و صد سال زندگی نموده است و این از نظر عقل به دور است ، چرا که چگونه ممکن است شخصی به مدّت طولانی زیست کند؟

جواب :

1- زندگی و عمر طولانی حضرت مهدی(عج) بر اساس مشیّت و اراده خداوند است. آیا می گویید : خداوند سبحان قادر به که شخصی را بدین سان عمر طولانی دهد ، نیست؟!

2- آیا اجماع مسلمین بر این نیست که « خضر» پیامبر تا به امروز زنده و در سلامت می باشد؟ ، و آیا اجماع مسلمین این گونه نیست که « دجّال » تا به امروز زنده است ؟ ، بنابراین چرا به وجود و بقاء خضر پیامبر و دجّال ایمان دارید ، امّا در مورد زنده بودن حضرت مهدی(عج) شکّ و تردید به خود راه می دهید؟. آیا این، گونه ای از تضادّ و عصبیّت بر ضدّ حقّ نمی باشد؟.

3- قرآن کریم با صراحت اظهار می دارد که « نوح » علیه السلام در میان قوم خود به مدّت 950 سال زندگی نموده و هم چنین زنده بودن اصحاب کهف به مدّت 309 سال ؛ با توجّه به این که آنان شبیه ترین چیز به مردگان بودند. پس چگونه در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف که زنده است شکّ و تردید به خود راه می دهید؟.

4- چنان که به تاریخ رجوع کنیم مشاهده می نماییم که مردانی در خود داشته که سال های سال و هزاران سال زندگی کردند . مثلاً تاریخ ، پیرامون « نعمان» خاطر نشان می سازد که او هزار سال زندگی کرد ، در حالی که موهای او سفید نشده و دندان هایش سالم بود و حتّی کمر او نیز خمیده نشده بود!. هم چنین ، نمونه های بسیاری از انسان ها وجود دارند که هزارها سال عمر کردند . ( به کتاب تصنیف شده « ابوحاتم سجستانی » در احوال کسانی که عمر طولانی داشتند ، مراجعه نمایید).

ب- می گویند : اسناد دینی و نص های تاریخی به صورت یقینی ثابت نشده است!، بنابراین ما به وجود حضرت مهدی(عج) ایمان نمی آوریم !.

جواب:

عمر

شما به یک حدیثی که از رسول الله صلی الله علیه و آله وارد شده ایمان دارید ، امّا به صد و هفت حدیثی که از طریق رجال مذاهب اربعه وارد شده ، به اضافه ی صدها حدیث که علما در این باب نقل نموده اند ، ایمان نمی آوردید؟!. آیا این نوعی تناقض در عقیده نیست؟! .

شاید بگویید : ما روایات و اخبار وارده پیرامون آن حضرت را نقل ننموده ایم ، بلکه تنها شیعه است که این احادیث را روایت می کنند!. آیا یهود و براهمه و مسیحیان که نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را انکار می نمایند و معجزات آن حضرت را ردّ می کنند به بهانه ی این که معجزات آن حضرت را مشاهده ننموده اند ، قابل قبول و درست است؟! . واقعیّت آن است که احادیث وارده از طریق شیعه می باشد . به کتاب های خود مراجعه نمایید ، آن چه را که ما می گوییم خواهید یافت.

ج- می گویند: همانا شیعه است که به این احادیث ایمان دارند. بنابراین ما به این ها ایمان نخواهیم آورد!. حقّاً که این یک بهانه ی عجیبی است . و ما نمی خواهیم این بهانه بر زبان آن ها جاری شود و یادآوری گردد. بلکه منشأ آن از خود آن ها می باشد.

«غزالی» شافعی می گوید: « سنّت وارده در مورد قبور ، مسطّح بودن قبر است... امّا چون شیعه به آن عمل می کنند ، ما به دنبال آن رفتیم که قبرها منحنی باشد.»!!. چرا؟. و نیز می گوید: « حجّ تمتّع برتر از حجّ قران و افراد است ، ولی چون شیعه ها آن را انجام می دهند ، ما انجام نمی دهیم .» !!. چرا؟. «زمخشری» ( حنفی) پیرامون گفتار خداوند سبحان که می فرماید:«هُوَالَّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکَتِه»(4) « اوست خدایی که هم او و هم فرشتگان بر شما درود و رحمت می فرستند».

می گوید : « به مقتضای این آیه صلوات و درود بر برگزیدگان مسلمین می توان فرستاد ، امّا چون شیعه برای خود ، ائمّه و برگزیدگانی برگزیدند و بر آن ها درود فرستادند ، ما این امر را منع کردیم!!». چرا؟.

آیا اجماع مسلمین بر این نیست که « خضر» پیامبر تا به امروز زنده و در سلامت می باشد؟ ، و آیا اجماع مسلمین این گونه نیست که « دجّال » تا به امروز زنده است ؟ ، بنابراین چرا به وجود و بقاء خضر پیامبر و دجّال ایمان دارید ، امّا در مورد زنده بودن حضرت مهدی(عج) شکّ و تردید به خود راه می دهید؟. آیا این، گونه ای از تضادّ و عصبیّت بر ضدّ حقّ نمی باشد؟

این چه منطق کژ و منحرفی است ؟، این سخنان چه معنی دارند؟ ، آیا این از خیانت به حقّ نیست که انسان حقایق روشن و بدیهی را به بهانه ی این که مذاهب دیگر بدان ایمان دارند و عمل می کنند ، انکار و ردّ نماید؟ آیا این جهل است /، یا تجاهل ؟، یا تعصّب بر ضدّ تشیّع ؟ ، و یا نوعی از بلاهت و حماقت است .

د- می گویند : در مواردی به نام حضرت مهدی (عج) انقلاب ها و حرکت هایی آتشین صورت گرفته است ، از این رو این عقیده باطل است .

جواب: گناه عقیده مهدویّت چیست ، اگر برخی در راه مصالح شخصی خود از آن سوء استفاده می نمایند؟،و آیا منطقی است که گناه این انقلاب هایی که این عقیده ی صائب و پاک را دست آویزی برای خود قرار داده اند به گردن عقیده بیندازیم ؟! .

چنان که اشخاصی یافت شوند ، دروغین و مزوّرانه ادّعا نمایند که « امام مهدی» هستند ، آیا این مسأله موجب می گردد که درباره ی عقیده ی مهدویّت دچار تردید شویم؟. چنان که این منطق کژ را بپذیریم ، معنی آن این خواهد شد که العیاذ بالله- حتّی در وجود خدا نیز تردید پیدا کنیم، چرا که در موارد متعدّدی برخی از مردم به دروغ ادّعای خدایی نمودند ، از این رو باید بگوییم که خدا موجود نیست؟!. هم چنین نبوّت را نیز باید انکار نمود ، چرا که در موارد متعدّد ، اشخاصی دعوی نبوّت نمودند ، در حالی که دروغ و ناصواب می گفتند . بنابراین آیا نبوّت باطل است؟!. آیا این منطق مقرون به سداد و صواب است؟

در حقیقت : کسانی که وجود آن حضرت را انکار می کنند ، و یا کسانی که اصل مهدویّت را ردّ می نمایند، از سه موضع گیری و جایگاه حرکت می کنند.

1- جهل نسبت به عقیده ی حضرت مهدی(عج).

2- تعصّب بر ضدّ حقّ.

3- پیروری و تقلید کورکورانه از آباء و اجداد خود .

از این رو ، برای این که آنان به این عقیده اسلامی ایمان آورند، ناچار باید از جهل و تعصّب و تقیلد کورکورانه ، رها شوند!.

 

دسته بندي: مهدویت,درانتظار یار,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد